نخستین اطلس جامع اسارت ؛ پیوندی میان هنر ایرانی و حماسه پایداری
خلق اثری در چند جلد با بیش از 3000 صفحه پژوهش مبتنی بر اسناد تاریخی، آن هم با رویکردی که سنت کتاب آرایی ایرانی را به ادبیات مقاومت پیوند میزند، پروژهای است که «دایره المعارف رنج و گنج» را از تمامی آثار همتراز خود متمایز میکند. در ادامه مصاحبه اختصاصی نوید شاهد با رضا شعبانی نویسنده دائره المعارف «رنج و گنج» را میخوانید که به تازگی از سوی نشر شاهد منتشر شده است.
جناب شعبانی، پروژه «رنج و گنج» از کجا شروع شد و چه شد تصمیم گرفتید به سراغ پروژهای به این بزرگی بروید؟
همه چیز از اواخر سال 1400 و دغدغههای آقای محمدجواد زمردیان آغاز شد. ایشان که خود هم از جانبازان و آزادگان سرافراز هستند به دنبال ردی از شهدایی میگشتند که در اسارت و در غربت مطلق شهید شده بودند. واقعیت این است که بسیاری از این شهدا، هنگام شهادت هیچ شاهدی نداشتند. جالب است بدانید زمانی که پیکر مطهر این شهدا در سال 1381 به ایران بازگشت، ما با هویتهایی رو به رو بودیم که توسط زندانبانان عراقی جعل شده بود. مثلا نام شهید را به سبک عربی تغییر داده بودند و همین مسئله، شناسایی آنها را در هالهای از ابهام قرار داده بود. تیم تحقیقاتی ما، شهر به شهر و روستا به روستا به دنبال هویت واقعی این عزیزان گشتند و همین حرکت خودجوش، سنگ بنای تشکیل «کنگره ملی شهدای غریب در اسارت» شد.
در ابتدا با چه آماری شروع کردید و در میانه پژوهش به چه ارقامی رسیدید؟ این اختلاف آمار از کجا نشات میگرفت؟
آمار اولیه ما 574 پیکر مطهر بود. ابتدا قصد داشتیم یک آلبوم یا فرهنگنامه ساده منتشر کنیم. اما وقتی در سال 1402، کارگروه پژوهشهای کاربردی تشکیل شد و ماموریت یافتیم سینه به سینه از طریق همبندها و خانوادههای شهدا تحقیق کنیم، با یک شوک آماری رو به رو شدیم؛ عدد ما به 1100 شهید رسید. کسانی را یافتیم که سالها مفقودالاثر یا مفقودالجسد تلقی میشدند، اما هیچکس نمیدانست که آنها در واقع «شهید غریب در اسارت» بودهاند. این نقطه عطف پروژه بود که متوجه شدیم با یک خلا بزرگ تاریخی و علمی رو به رو هستیم.
شما به نامهای جعلی مثل «علی احمد حسن» اشاره کردید، فرآیند کشف حقیقت در میان این نامهای بیگانه چگونه پیش رفت؟
این یکی از سختترین بخشهای کار بود. ما فقط چند اسم در اختیار داشتیم که توسط عراقیها ثبت شده بود. مثلا همین نام «علی احمد حسن»، باید جستجو میکردیم تا بفهمیم او کیست. در نهایت متوجه میشدیم مثلا نام اصلی او شهید قاسمی است و «علی» نام پدرش بوده که زندانبانان بر اساس الگوی اسامی عربی، آن را جایگزین نام خانوادگی کرده بودند. منبع اصلی ما در این مسیر، حافظه زنده آزادگان بود. آنها تکههای پازل را کنار هم گذاشتند.
یکی از بخشهای هیجانانگیز اثر شما، بازسازی سه بعدی اردوگاههاست. چطور توانستید بعد از نزدیک به بیش از سه دهه، نقشه دقیق این مکانهای مخوف را استخراج کنید؟
این کار به جرات یکی از چالش برانگیزترین قسمتهای پژوهشهای میدانی بود. ما برای نخستین بار پس از تقریبا سه دهه، 21 اردوگاه محل اسارت این شهدای غریب را به صورت سه بعدی طراحی کردیم. این کار تنها با تکیه بر اسناد نبود، بلکه تیمی متشکل از 60 تا 80 نفر به صورت میدانی کار کردند تا موقعیتها، جغرافیا، روندها و نمودارهای آماری اردوگاه را استخراج کنند. اکنون ما یک «اطلس پژوهشی» داریم که نه تنها یک دایره المعارف مرجع، بلکه یک مستند تصویری دقیق از جغرافیای رنج شهدا در خاک عراق است. این کتاب در واقع کالبدشکافی جایی است که این قهرمانان در آن زیر شکنجه یا به دلیل نبود امکانات ، غریبانه به شهادت رسیدند.
جناب شعبانی، شما با سابقهای آکادمیک و پژوهشی در مقالات هنری و به عنوان استاد دانشگاه هنر تهران، این بار سراغ ادبیات مقاومت رفتهاید. چه شد که این مسیر را انتخاب کردید؟
من متولد 1369 در همدان هستم و سابقه پژوهشیام عمدتا در حوزه آکادمیک و مقالات مرتبط با هنر معاصر و ارتباطات تصویری بوده است. واقعیت این است که این پروژه، اولین تجربه من در حوزه ادبیات مقاومت و پایداری بود. با وجود تخصص تیم محقق و پژوهشگر پشت این کار، من همچنان معتقدم که من برای این پروژه برگزیده شدم. هیچ چیز از قبل برنامهریزی شده نبود؛ گاهی اسباب رحمت الهی طوری چیده میشود که شما برای انجام ماموریتی انتخاب میشوید و باید آن را به انجام برسانید.
« دایره المعارف رنج و گنج» از نظر بصری و ساختار گرافیکی تفاوت فاحشی با کارهای مشابه دارد. این تمایز از کجا نشات میگیرد؟
بله، سطح سواد بصری وطراحی این کتاب، اصلیترین وجه تمایز آن است. ما در چیدمان و صفحهبندی، مستقیما از سنت «کتاب آرایی» و «نگارگری» ایرانی الگوبرداری کردهایم. اگر کسی با هویت و فرهنگ ایرانی آشنا باشد، در همان نگاه اول متوجه این پیوند عمیق میشود. تصویرسازیهای علمی، تاریخی و روایی در کنار نوع صفحهبندی، این اثر را به یک اطلس مصور منحصر به فرد تبدیل کرده است. من در کار تخصصیام همیشه شیفته هویت ایرانی بودهام و شهدا را بخشی از این بستر کلی برای جامعهسازی و تمدنسازی میدانم.
حجم کار بسیار گسترده به نظر میرسد . چرا کتاب به صورت چند جلدی طراحی شده است؟
در ابتدا قصد چنین حجمی را نداشتیم، اما وقتی ماکت کار ساخته شد، با بیش از سه هزار صفحه مواجه شدیم که در قالب چند جلد تالیف شد. علت این گستردگی، دقت در جزئیات و افزایش آمار شهدا بود؛ در حین کار، آمار شهدای مورد بررسی به 1700 نفر رسید و تیم ما همچنان در حال مصاحبه با خانوادههای معظم شهداست. این پویایی پروژه باعث شد که با اثری بسیار حجیم و دقیق رو به رو شویم.
آیا پس از این تجربه سنگین، باز هم شاهد اثری از شما در این حوزه خواهیم بود؟
صادقانه بگویم، فکر نمیکنم دیگر در حوزه رمان یا ادبیات مقاومت فعالیتی داشته باشم. این مسیر، کار بسیار پرزحمت و پرمشقتی بود. با تمام اینها، چون اولین اثر من در این فضا است، به خوبی واقفم که ممکن است کم و کاستیهایی داشته باشد. من با آغوش باز هرگونه نقدی را میپذیرم، چرا که معتقدم این اثر هنوز جای کاملتر شدن دارد و نقدها میتواند به غنای این اثر در آینده کمک کند.
گنجی که از دل رنجهای اسارت استخراج شد؛ روایتی متفاوت از شهدای غریب
پروژهای که سه سال زمان برد، تیمی 10 نفره که شبانه روز تلاش کردند و نتیجهای که فراتر از یک خاطره نگاری ساده است. کتاب «رنج و گنج» تنها مجموعهای از زندگینامه شهدای غریب در اسارت نیست؛ بلکه کاوشی فلسفی و هنری در لایههای پنهان پدیدهای به نام «اسارت» است.
چرا نام کتاب را «رنج و گنج» انتخاب کردهاید؟ این دو واژه اغلب در مقابل هم قرار دارند، اما شما آنها را در کنار هم نشاندهاید چرا؟
دقیقا نکته همین جاست. درک نظری ما از اسارت در ابتدای کار، یک پدیده ساختار شکن و ضد بشری بود؛ محرومیت مطلق، اما پس از نزدیک به سه سال مصاحبه با خانوادههاو تکمیل خاطرات، به لایههای عمیقتری رسیدیم. ما دریافتیم که در وجود این شهدا، دو لایه همزیست و گاه متعارض وجود دارد؛ رنجی که از جنس گسست، انقطاع و فراموش شدگی است و همزمان گنجی از جنس تداوم، شکوفایی و تدبر است. اسارت برای این شهدا معرکهای بود تا جوهره انسانی خود را بیازمایند.
یعنی معتقدید این سختیها لزوما مقدمه خوشی نبودند؟
بله، نگاه ما برآمده از آیه «فان مع العسر یسرا» است. این «مع» به معنای همراهی است نه توالی. یعنی آسانی درون خود سختی نهفته است. رنج مانع رسیدن به گنج نیست، بلکه اتفاقا ماده سازنده آن است. درست مثل الماس که سختترین عنصر را دارد اما تحت فشار چندین ساله شکل میگیرد. این پارادوکس، یگانگی باطن تجربه این شهداست.
در حوزه دفاع مقدس، کتابهای خاطرهنگاری بسیاری داریم. «رنج و گنج» چه تمایزی با کارهای رایج و فرهنگنامهها دارد؟
ما آگاهانه از مسیر خاطرهنگاریهای مرسوم که صرفا گردآوری شنیدههاست، فاصله گرفتیم. برای اینکه کار شبیه فرهنگنامههای دیگر نشود، ساختاری چهارگانه برای هر شهید طراحی کردیم شامل:
1-«شناختنامه»: بررسی یگان اعزامی، رسته خدمتی، تحصیلات و مذهب هر شهید.
2-«زندگینامه»: از تولد تا لحظه اسارت
3-«اسارتنامه»: جزئیات دقیق عملیات، نحوه اسارت، نحوه انتقال به اردوگاه دوران اسارت
4-«شهادتنامه» : روایت شهادت، رجعت پیکر و وصیتنامه
در نهایت هم یک «پندنامه» اضافه کردیم؛ پیامی که هر شهید برای انسان امروز دارد.
از تیمی که در این پروژه سه ساله همراهتان بود بگویید. گویا ترکیب جالبی از تخصصهای مختلف حضور داشتند.
بله، این یک کار جمعی بود که موسسه ارتباطات تصویری هاون با همراهی نویسندگان، پژوهشگران، هنرمندان و متخصصان مطرح و نامدار کشور توانست آن را به انجام برساند. نکته متمایز ما، استفاده از یک تیم مجرب «هوش مصنوعی» و تصویرسازان حرفهای بود که برای هر شهید، تصویرسازی مجزایی طراحی کردند تا محتوا با فرمی بصری و جذاب ارائه شود.
نکته جالب اینجاست که شما خود را نویسنده تخصصی حوزه دفاع مقدس نمیدانید. این نگاه بیرونی چقدر به کیفیت کار کمک کرد؟
من فارغ التحصیل ارشد ارتباط تصویری هستم و تخصص اصلی من هنرهای چندرسانه ای، دیزاین و ارتباطات تصویری است. اگرچه در حوزه کتابهای تخصصی تجربه تالیف دارم و به واسطه همکاری با انتشارات مختلف، با نویسندگان این حوزه آشنا بودم، اما این اولین تجربه جدی من در حوزه پژوهش و تاریخ دفاع مقدس بود. شاید همین نگاه غیر کلیشهای و پیشزمینه من در هنرهای تجسمی باعث شد تا به جای یک کتاب عرف، به دنبال خلق اثری باشیم که هم از نظر محتوا و هم از نظر فرم و طراحی مهندسی کتاب، استاندارد جدیدی را ارائه میدهد.
انتهای گزارش
نسرین محمدیان